زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات) زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹ |
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید! روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
داراب 3 بهمن 88
لاله می بارد ز شعرم لاله بارانت کنم
جان ناچیزی که دارم من به قربانت کنم
می روم از هوش در شعرم برای دیدنت
آب و جارو می کنم تا شام مهمانت کنم
![]()
۱۷ آذر ۸۸ داراب
کاش دستی روی تنــهایی من خط می کشید
خط تاری از تبار رســم و عــادت می کشــــــید
شـــــط خونینـــی فـراهم کرده چشمم با غمت
کاش دستی آید و پل روی این شط می کشید
![]()
قفسی در قفس
ما پر از برگ خزانیم ، خزان خانه شدیم
بند و زنجیر بیارید که دیوانه شدیم
به یادبود 19 آذر ماه 77 که قفسی در قفسی جای گرفت.
5 آذر ماه 88 داراب
شب درون زندان ساکت و معصوم است
خواب می آید و روی تنهایی من می پوشد
هیچکس نیست در این تنهایی
که به تنهایی من آب دهد
روی تنهایی من می پوشد
خواب و باد و مهتاب
بوی زندان دارد
عطر تنهایی من
چه شب نمناکی است
شب زندانی من
هیچکس نیست در این تاریکی
قفسم بردارد
ببرد تا ایوان
تا که مهتاب بتابد
به شبی زندانی
چه شب نمناکی است
شب زندانی من
باش تا فردا صبح
دستی از غیب
به فواره شب
نور دمد...
![]()
... و این هم شعری نه چندان دلپسند که از تراوشات روزهای دلگیر پاییزی در داراب ، مهر ماه 88 می باشد :
ای جـــــوانان وطــن اینـــک مرا یاری کنید دیگ جوشـــان وجودم را نگـــــهداری کنید آب صــبرم قطره قطره رفتــــه از دیگ وجود صبر دیگر را به دیگ خشک من جـاری کنید ...
![]()
سلام بر بینندگان خوبم در هرجایی از این دنیای بزرگ که هستید ، این بار برایتان کوله باری دارم از دست تهی ، تا نباشد خالی از بی حاصلی . شعری تقدیمتان می دارم که قبلاً در اردیبهشت ماه گذشته در کتابی تحت عنوان " این روشنای نزدیک " توسط انتشارات محترم سخن گستر مشهد در مجموعه ای به همین نام در نمایشگاه بین المللی کتاب رونمایی گردید ، در این مجموعه اثر کوتاهی از اینجانب که بیوگرافی و یک غزل می باشد از این بنده حقیر هم چاپ گردیده که احتمالاً در کتابفروشی ها موجود است ، شما دوستان شعردوست را به دیدن آن دعوت می کنم . شعر نه چندان زیبای " وای تو وای همه ، وای همه وای تو بود " غزلی است از اینجانب که در مجموعه جای داده شده است . همراه مجموعه که برای من از طرف انتشارات محترم سخن گستر پست شده نامه ای است که خود شعر زیبایی است و خطاب به بنده نوشته و چون متن بسیار زیبایی دارد ، من روا ندیدم که شما را از متن آن محروم سازم . قبل از هرچیز بی نهایت از لطف مدیریت محترم انتشارات سخن گستر مشهد و دوست عزیز جناب آقای محسن سراجی تشکر و قدردانی نموده و ایشان را به ادامه این کار بزرگ و مفید تشویق نمایم . برای ایشان و همه کسانی که در راه پیشبرد ادبیات این مرز و بوم در حال فعالیت اند موفقیت و بهروزی آرزو می کنم .
فتاح بحرانی .
** وای تو وای همه ، وای همه وای تو بود **
داراب ۱۵ مرداد ماه ۱۳۸۳
یاد آن روزی که دراعمــاق دل جـــــای تو بــــود
روی چشمم روز و شب گلدسته پـــــای تو بــــود
هر طرف سر می زدم ابری ز ابریشم بــــه پــــا
روی دوشم رشته زلف ســــمن ســــای تو بــــود
وای می کردی اگر امروز می دیدی به خــــواب
وای تو وای همـــه وای همــــه وای تــــو بــــود
ســــالــــها در خانــــه مهـــمان عروســــی غـمم
حکم قتل خانگی با مهر و امــــضای تــــو بــــود
دوختم من جامه ای از شعر و پوشاندم بــه بــــاد
جامــــه ام انــــدازه انــــدام زیبــــای تــو بــــود
موج می زد اشک من طوفانی از غم شد بـــه پا
قایـــقی وارونه در امــــواج دریای تــــو بــــود
می زدم سر را به سنگ و ناله می کردم ز درد
هرکجای خانه را دیدم کـــه مـــأوای تـــو بـــود
می تراشد ســــینه ام فتــــاح غـــم آبـــاد دلـــت
هرکه را دیدم غمـین از غربت نــــای تو بــــود

![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت |
